معنی شعر ستایش ششم ابتدایی

62

معنی شعر ستایش ششم ابتدایی

به آن که جان را فکرت آموخت

به نام آن که جان را فکرت آموخت.               چراغ دل ،به نور جان بر افروخت

سخن خود را آغاز مي كنم به نام آنكه به جان آدمي تفكر و خردورزي را آموخت و دل را كه مانند چراغي است با وجود جان كه همانند نوري است برافروخته گردانيد .

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن.               ز فیضش خاک آدم،گشت گلشن

به واسطه بخشش بيكران خداوند هر دو عالم روشن و منور شد  و به واسطه فوران رحمت خداوند خاك سازنده آدم تبديل به گلشن و باغ گشت .

جهان،جمله،فروغ نور حق دان                      حق اندر وی ،زپیدایی است پنها

جهان و هرچه در آن وجود دارد همگي فروغي از نور حق تعالي است كه خداوند از فرط آشكار ي از ديدگان مردم پنهان است .

خرد را نیست تاب نور آن روی.                     برو از بهر او ،چشم دگر جوی

خرد آدمي توان و قدرت ديدن روي حضرت حق تعالي را ندارد پس بايد براي ديدن جمال حضرت حق به دنبال وسيله ( چشم ) ديگري گشت.

در اوهر چه بگفتند از کم وبیش                   نشانی داده اند از دیده ی خویش 

در مورد خداوند چه كم و چه زياد هر چه گفتند تنها نشان و آدرسي است از آنچه با چشم خود ديده اند.

به نزد آن که جانش در تجلی است               همه عالم کتا ب حق تعالی است

در نزد كسي كه جانش محل ظهور اسماءالله گشته است تمام اين جهان و آنچه در آن وجود دارد كتاب خداوند است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.